بلوند می خواست با ساقی بخوابد و برای این کار دلیلی پیدا کرد. او یک لیوان آبمیوه سفارش داد و به او پیشنهاد داد که با یک بادبزن به او پول بدهد. چه جور مردی از دادن جوجه خوشگل به دهان خودداری می کند! و حتی او را در یک عده قرار دهید. اتفاقی که دقیقاً افتاد. و بعد از قورت دادن مقدار زیادی از تقدیر - بگذارید او آب خود را بنوشد! ))
شوریک| 54 چند روز قبل
درست در خیابان، روی زمین، یک مامان دختر جوان، شریک زندگی خود را به لعنت می اندازد. او را نوازش کرد، سپس خودش را، و سپس بیدمشک آبدار خود را در مرحله بعدی قرار داد.
بلوند می خواست با ساقی بخوابد و برای این کار دلیلی پیدا کرد. او یک لیوان آبمیوه سفارش داد و به او پیشنهاد داد که با یک بادبزن به او پول بدهد. چه جور مردی از دادن جوجه خوشگل به دهان خودداری می کند! و حتی او را در یک عده قرار دهید. اتفاقی که دقیقاً افتاد. و بعد از قورت دادن مقدار زیادی از تقدیر - بگذارید او آب خود را بنوشد! ))
درست در خیابان، روی زمین، یک مامان دختر جوان، شریک زندگی خود را به لعنت می اندازد. او را نوازش کرد، سپس خودش را، و سپس بیدمشک آبدار خود را در مرحله بعدی قرار داد.